تبلیغات ریتارگتینگ یکی از بهترین روشهای بازاریابی آنلاین است که به شما اجازه میدهد مخاطبانی را هدف بگیرید که قبلاً با برند، وبسایت یا محصولات شما تعامل داشتهاند اما هنوز به مشتری نهایی تبدیل نشدهاند. امروزه توجه کاربران بهسرعت از دست میرود و رقابت میان برندها بیشتر از همیشه است، ریتارگتینگ نقش یک یادآور را بازی میکند؛ یادآوریای که دقیق، شخصیسازیشده و مبتنی بر رفتار واقعی کاربر است. اگر میخواهید بدانید Retargeting چیست و چرا به یکی از پایههای اصلی تبلیغات آنلاین تبدیل شده و چگونه میتوان از آن برای افزایش فروش، وفاداری مشتری و رشد برند استفاده کرد، ادامه این مقاله را از دست ندهید.
اهداف و مزایای تبلیغات ریتارگتینگ
چرا کسبوکارها نباید ریتارگتینگ را نادیده بگیرند؟ ریتارگتینگ یک استراتژی است که بر اساس رفتار واقعی کاربران طراحی میشود و با تبلیغات معمولی متفاوت است. کاربری که وارد سایت شما شده، محصولی را دیده یا حتی تا مرحله پرداخت پیش رفته، نسبت به برند شما آگاهی اولیه دارد. هدف ریتارگتینگ این است که این آگاهی را به تعامل عمیقتر و در نهایت به اقدام نهایی تبدیل کند.
⭕ در ادامه، مهمترین اهداف و مزایای تبلیغات ریتارگتینگ را بررسی میکنیم.
بازگرداندن کاربران و افزایش تعامل مجدد
بخش بزرگی از کاربران در اولین بازدید هیچ اقدامی انجام نمیدهند. این موضوع طبیعی است و به معنای بیعلاقگی آنها نیست. ریتارگتینگ کمک میکند این کاربران دوباره با برند شما مواجه شوند، محتوای جدید ببینند و تعامل خود را ادامه دهند. این مواجهه مجدد باعث میشود نام برند در ذهن مخاطب تثبیت شود و احتمال بازگشت افزایش یابد.
آمادهسازی ذهن مخاطب برای تبدیل
کمپینهای ریتارگتینگ در برخی موارد نقش آگاهیبخشی دارند. در این مرحله تمرکز روی فروش مستقیم نیست، بلکه هدف، یادآوری، معرفی خدمات جدید، محصولات مرتبط یا مزیتهای رقابتی برند است. این کار ذهن مخاطب را برای مراحل بعدی قیف فروش آماده میکند و مسیر تصمیمگیری را هموارتر میسازد.
افزایش نرخ تبدیل (Conversion Rate)
یکی از مهمترین مزایای ریتارگتینگ، تمرکز روی کاربرانی است که یک قدم جلوتر از مخاطبان معمولی قرار دارند. این افراد برند را میشناسند و به آن علاقه نشان دادهاند. به همین دلیل، نرخ تبدیل در کمپینهای ریتارگتینگ معمولاً بالاتر از تبلیغات عمومی است و هزینه جذب هر مشتری کاهش پیدا میکند.
تکمیل قیف فروش و جلوگیری از هدررفت لیدها
جذب ترافیک و لید هزینهبر است. وقتی کاربری وارد سایت میشود اما خرید را ناتمام رها میکند، رها کردن او به معنای هدر دادن بخشی از بودجه بازاریابی است. ریتارگتینگ دقیقاً برای همین نقطه طراحی شده است؛ اینکه سرنخهای ایجادشده را دوباره فعال کند و آنها را تا انتهای قیف فروش همراهی کند. یادآوری سبد خرید تکمیل نشده یا نمایش پیشنهادهای مرتبط، از رایجترین کاربردهای این هدف است.
افزایش ارزش طول عمر مشتری (CLV)
ریتارگتینگ فقط برای جذب مشتری جدید نیست. مشتریانی که قبلاً خرید کردهاند، سرمایههای اصلی برند محسوب میشوند. با استفاده از ریتارگتینگ میتوان محصولات مکمل، خدمات جدید یا پیشنهادهای اختصاصی را به این گروه نمایش داد. این رویکرد باعث افزایش دفعات خرید و در نتیجه افزایش CLV میشود؛ شاخصی که نقش مهمی در سودآوری بلندمدت کسبوکار دارد.
تقویت آگاهی و یادآوری برند
حتی زمانی که هدف اصلی فروش مستقیم نیست، ریتارگتینگ میتواند بهعنوان ابزاری برای افزایش آگاهی از برند عمل کند. تکرار هوشمندانه پیام برند در بسترهای مختلف باعث میشود نام و هویت برند در ذهن مخاطب ماندگارتر شود. این موضوع بهویژه برای برندهای خدماتی، استارتاپها و فروشگاههای آنلاین اهمیت زیادی دارد.
انواع تبلیغات ریتارگتینگ
آشنایی با فرمتهای مختلف اجرای ریتارگتینگ برای برندها مهم است. تبلیغات ریتارگتینگ بسته به نوع کسبوکار، هدف کمپین و رفتار مخاطب میتواند در قالبهای مختلفی اجرا شود. انتخاب درست نوع تبلیغ، نقش تعیینکنندهای در موفقیت کمپین دارد. در ادامه، مهمترین انواع تبلیغات ریتارگتینگ را بررسی میکنیم.
تبلیغات همسان (Native Retargeting)
در تبلیغات همسان، پیام تبلیغاتی شما بهگونهای نمایش داده میشود که با محتوای سایت میزبان هماهنگ باشد. این هماهنگی باعث میشود تبلیغ کمتر حالت مزاحم داشته باشد و اعتماد کاربر راحتتر جلب شود. در ریتارگتینگ همسان، کاربرانی که قبلاً از سایت شما بازدید کردهاند، تبلیغ را در قالبی طبیعی و سازگار با محیط وبسایتهای پربازدید مشاهده میکنند. این روش برای افزایش تعامل، آگاهی از برند و بازگرداندن کاربران بسیار مؤثر است.
تبلیغات بنری ریتارگتینگ
تبلیغات بنری یکی از شناختهشدهترین اشکال ریتارگتینگ است. در این مدل، بنرهای تصویری یا متحرک به کاربرانی نمایش داده میشود که پیشتر با سایت یا محصول شما تعامل داشتهاند. بنرها میتوانند پیامهای متنوعی مانند تخفیف، معرفی محصول یا یادآوری سبد خرید را منتقل کنند. اگر طراحی بصری و پیام تبلیغاتی بهدرستی انجام شود، این نوع ریتارگتینگ تأثیر بالایی در افزایش نرخ بازگشت کاربران دارد.
تبلیغات ویدیویی ریتارگتینگ
تولید محتوای ویدئویی قدرت بالایی در جلب توجه و انتقال پیام دارد. در تبلیغات ویدیویی ریتارگتینگ، برند شما میتواند حتی زمانی که کاربر در حال تماشای محتوای ویدیویی است، دوباره دیده شود. این نوع تبلیغ برای ایجاد ارتباط احساسی، معرفی داستان برند یا توضیح مزیتهای محصول بسیار کاربردی است و به ماندگاری پیام در ذهن مخاطب کمک میکند.
تبلیغات محصول (Product Retargeting)
این نوع ریتارگتینگ بهطور خاص برای فروشگاههای اینترنتی طراحی شده است. در تبلیغات محصول، سیستم بهصورت خودکار محصولاتی را که کاربر قبلاً مشاهده کرده اما نخریده است، به او نمایش میدهد. این یادآوری مستقیم و شخصیسازیشده باعث میشود احتمال تکمیل خرید بهشدت افزایش پیدا کند، زیرا تبلیغ دقیقاً مطابق با علاقه کاربر است.

چرا ریتارگتینگ مؤثّرترین روش تبلیغات آنلاین است؟
وقتی صحبت از تبلیغات آنلاین میشود، گزینههای زیادی پیش روی بازاریابان است:
- تبلیغات بنری
- پرداخت به ازای کلیک (PPC)
- تبلیغات اجتماعی
- ایمیل مارکتینگ
و…
پس چرا ریتارگتینگ موثرترین روش تبلیغات آنلاین است؟ این روش بهدلیل ماهیت رفتاریمحور و نتیجهمحور بودنش، جایگاه ویژهای در استراتژیهای دیجیتال مارکتینگ پیدا کرده است. در ادامه، دلایل اصلی این اثرگذاری را به زبان ساده و دقیق میخوانید.
- ریتارگتینگ در اصل بر اساس رفتار واقعی کاربران کار میکند. برخلاف تبلیغات عمومی که به مخاطبان جدید (افراد بدون آشنایی قبلی با برند) نمایش داده میشود، ریتارگتینگ مخاطبانی را هدف قرار میدهد که قبلاً با برند شما تعامل داشتهاند. مثلاً از سایت بازدید کردهاند و محصولی را دیدهاند. این رفتار نشان میدهد که آنها حداقل در مرحلهای از تصمیمگیری قرار دارند و به همین دلیل احتمال تبدیلشدنشان به مشتری واقعی بسیار بالاتر است.
- یکی از مهمترین دلایلی که در منابع مختلف به آن اشاره میشود این است که ریتارگتینگ نرخ تبدیل (Conversion Rate) را بهطور تاثیرگذاری افزایش میدهد. چون شما تبلیغاتتان را فقط به کسانی نمایش میدهید که قبلاً با محتوای شما آشنا شدهاند و نسبت به آن علاقه نشان دادهاند، کلیکها و تعاملات با این تبلیغات بهمراتب بیشتر از کمپینهایی هستند که روی مخاطبان سرد هدفگیری میشوند. دادههای مطالعاتی نشان میدهد که مشتریان هدفگیریشده با ریتارگتینگ بسیار بیشتر از تبلیغات معمولی به خرید یا اقدام موردنظر شما نزدیک میشوند.
- نکته دیگری که منابع مختلف به آن اشاره دارند، بهینهسازی هزینههای تبلیغات است. برخلاف تبلیغات گسترده که بخش زیادی از بودجه صرف مخاطبانی میشود که حتی نمیدانند شما کی هستید، ریتارگتینگ همان بودجه را روی افرادی خرج میکند که از قبل با برند شما آشنا شدهاند و شانس تبدیلشان بالاتر است. این تمرکز باعث میشود بازگشت سرمایه (ROI) تبلیغات افزایش یابد و هزینه جذب مشتری کاهش پیدا کند.
- یکی دیگر از مزیتهای کلیدی ریتارگتینگ شخصیسازی تبلیغات است. وقتی میدانید کاربر دقیقاً چه محصولی را دیده یا کدام خدمات را بررسی کرده، میتوانید پیام تبلیغاتی خود را با همان زمینه مرتبط بسازید. این نوع شخصیسازی باعث میشود تبلیغ به جای اینکه یک پیام عمومی باشد، مانند یادآوری مستقیم به کاربر برسد. چیزی که نرخ تعامل و در نهایت نرخ تبدیل را بهبود میبخشد.
- در نهایت، یکی از دلایل دیگری که ریتارگتینگ را در میان مؤثرترین روشهای تبلیغات آنلاین قرار میدهد، توانایی آن در بازگرداندن مشتریان بالقوهای است که احتمالاً خرید را ناتمام رها کردهاند. از طریق نمایش تبلیغات برای کسانی که سبد خریدشان را ترک کردهاند یا صفحه محصولی را دیدهاند، میتوان آنها را دوباره به مسیر خرید بازگرداند و درصد زیادی از فروشهای ازدسترفته را بازیابی کرد.
به این ترتیب ریتارگتینگ نهتنها باعث افزایش نرخ تبدیل و بازگشت سرمایه میشود، بلکه بهبود تجربه کاربر، افزایش آگاهی برند و کاربرد مؤثرتر بودجه تبلیغاتی را نیز تضمین میکند که این در رویکرد های قدیمی قابل اجرا نیست.
نقشه راه اجرای یک کمپین ریتارگتینگ حرفهای و پربازده
اجرای موفق تبلیغات ریتارگتینگ نیازمند یک نگاه سیستماتیک و مرحلهبهمرحله است. ریتارگتینگ اگر بدون برنامهریزی اجرا شود، اثربخش نخواهد بود و بودجه را نیز از بین میبرد. در این بخش، مراحل اصلی اجرای ریتارگتینگ را بهصورت اصولی و کاربردی بررسی میکنیم.
مرحله اول: تعیین هدف کمپین
پیش از هر اقدامی باید دقیقاً بدانید از ریتارگتینگ چه میخواهید. آیا هدف شما افزایش فروش است یا صرفاً یادآوری برند؟ شاید هم تمرکزتان روی بازیابی سبدهای خرید تکمیل نشده یا افزایش تعامل کاربران فعلی باشد. مشخص بودن هدف باعث میشود مسیر طراحی پیام، انتخاب فرمت تبلیغ و معیارهای سنجش موفقیت مشخص شود. بدون هدفگذاری روشن، حتی بهترین ابزارها هم نتیجه مطلوبی نخواهند داشت.
مرحله دوم: بخشبندی هوشمند مخاطبان
همه کاربرانی که وارد سایت شما میشوند، ارزش و رفتار یکسانی ندارند. ریتارگتینگ زمانی قدرتمند میشود که مخاطبان بهدرستی دستهبندی شوند. این دستهبندی میتواند بر اساس رفتار کاربر در سایت، سابقه خرید، مرحلهای که در قیف بازاریابی قرار دارد یا حتی ارزش تخمینی طول عمر مشتری انجام شود. هرچه این تقسیمبندی دقیقتر باشد، پیام تبلیغاتی مرتبط و اثربخشتر خواهد بود.
مرحله سوم: انتخاب کانالهای مناسب تبلیغاتی
ریتارگتینگ میتواند در کانالهای مختلفی اجرا شود؛ از وبسایتهای پربازدید گرفته تا شبکههای اجتماعی، تبلیغات ویدیویی یا حتی ایمیل متفاوت است. انتخاب کانال باید بر اساس رفتار مخاطب و هدف کمپین انجام شود. اگر مخاطبان شما زمان زیادی را در سایتهای محتوایی میگذرانند، تبلیغات نمایشی و همسان گزینه مناسبی است. اگر تمرکز بر بازیابی سبد خرید است، ایمیل ریتارگتینگ میتواند بسیار مؤثر باشد.
مرحله چهارم: طراحی توالی ارتباطی (Sequence)
نمایش مکرر یک پیام ثابت، سریعاً اثر خود را از دست میدهد. به همین دلیل، در ریتارگتینگ حرفهای از توالی ارتباطی استفاده میشود. در این رویکرد، کاربر در بازههای زمانی مختلف پیامهای متفاوتی دریافت میکند؛ مثلاً ابتدا یادآوری ساده، سپس پیشنهاد ویژه، بعد نمایش نظرات مشتریان یا معرفی مزیت رقابتی استفاده میشود. این تنوع پیام باعث میشود تجربه کاربر طبیعیتر و جذابتر باشد.
برای مثال میتوان در طراحی توالی پیامها به سراغ پیشنهادهایی مانند تخفیف محدود، ارسال رایگان، نمایش پرفروشترین محصولات یا تأکید بر اعتمادسازی رفت. مهم این است که قبل و بعد از این موارد، منطق ارتباطی و هدف آنها بهوضوح توضیح داده شود.
مرحله پنجم: مدیریت فرکانس و زمانبندی نمایش
یکی از چالشهای جدی ریتارگتینگ، تبدیلشدن تبلیغ به یک عامل آزاردهنده است. اگر کاربر یک پیام تبلیغاتی را بیشازحد ببیند، نهتنها علاقهمند نمیشود بلکه نسبت به برند واکنش منفی پیدا میکند. زمانبندی اهمیت زیادی دارد؛ بهخصوص در کمپینهایی مانند بازیابی سبد خرید که سرعت واکنش نقش کلیدی دارد.
مرحله ششم: تولید پیام و محتوای خلاقانه
پیام تبلیغاتی در ریتارگتینگ باید شفاف، کوتاه و متناسب با رفتار کاربر باشد. کاربری که یک محصول خاص را دیده است، انتظار دارد پیام مرتبط با همان محصول را ببیند. تأکید بر مزیت مشخص، حذف ابهام و استفاده از فراخوان به اقدام (CTA) واضح، از عناصر کلیدی این مرحله است. متن خوب، مسیر بعدی کاربر را روشن میکند.
مرحله هفتم: راهاندازی کمپین
پس از آمادهسازی همه اجزا، کمپین ریتارگتینگ اجرا میشود. در این مرحله، همهچیز باید از قبل تست شده باشد؛ از درستبودن لینکها گرفته تا هماهنگی پیام با صفحه فرود همگی اهمیت دارند. راهاندازی کمپین پایان کار نیست، بلکه شروع فرآیند تحلیل و بهینهسازی است.
مرحله هشتم: پایش، تحلیل و بهینهسازی مداوم
هیچ کمپین ریتارگتینگی از ابتدا کامل نیست. دادهها باید بهطور مداوم بررسی شوند:
- نرخ کلیک
- نرخ تبدیل
- هزینه جذب مشتری
- رفتار کاربران پس از کلیک
بر اساس این دادهها، پیامها، تصاویر یا حتی بخشبندی تبلیغات برای مخاطبان اصلاح میشود. انعطافپذیری و تست مداوم، راز موفقیت در ریتارگتینگ است.
جمعبندی نهایی
تبلیغات ریتارگتینگ را میتوان نقطه تلاقی داده و خلاقیت دانست. این روش به کسبوکارها اجازه میدهد بهجای انتشار پیام خود برای همه، با کسانی صحبت کنند که قبلا با برند آشنا شده اند. وقتی ریتارگتینگ بهصورت اصولی اجرا شود، نهتنها نرخ تبدیل و فروش افزایش پیدا میکند، بلکه تجربه کاربر نیز بهبود مییابد و برند جایگاه بهتری در ذهن مخاطب پیدا میکند.
